امروز چهارشنبه 25 فروردین 1400
bmch.cloob24.com
    0
    کودکان مناطق محروم به ویژه از این نظر محرومیت‌های بیشتری را متحمل می‌شوند. والدینی که بی‌سواد هستند تعامل مؤثر و مفید با کودکان خود را ندارند و نمی‌توانند به رشد مطلوب و مناسب گفتار و زبان و مهارت‌های شناختی کودک خود کمک کنند. فقدان تسهیلات، وسایل و موارد یعنی اسباب بازی، کتاب، امکانات بازی و غیره به محرومیت‌های آنان می‌افزاید. اگر کودکی در شش سال اول زندگی خود در چنین محیط سرشار از کمبود‌ها و محرومیت‌ها پرورش یابد تأثیر نامطلوبی بر رشد کلی و به‌ویژه ذهنی و زبانی او می‌گذارد.
    یک برنامه آموزش و پرورش مناسب در این دوره تجاربی محرک برای رشد ذهنی، زبانی، جسمی و اجتماعی و عاطفی کودکان فراهم می‌آورد اگر این نوع برنامه‌ها به گونه مؤثری سازمان داده شوند می‌توانند محرومیت ناشی از کمبود‌های محیط خانه را جبران کنند و کودک را در ساختن مبنایی قوی برای سهولت رشد بعدی و بارور کردن استعدادهای کاملش یاری کنند.
    یک برنامه آمادگی برای مدرسه کودک فراهم می‌کند و این آمادگی‌ها باعث کاهش تعداد مردودی‌ها و افت تحصیلی و شکست در سطوح ابتدایی می‌شود.
    وقتی کودکان خردسال به مراکز پیش‌دبستانی راه می‌یابند خواهران و یا برادران بزرگتر آنها نیز آزادی بیشتری دارند و می‌توانند بهتر به کارهای خانه و تحصیلی خود بپردازند.
    ویژگی‌هایی که در دوره پیش از دبستان بسیار مهم هستند
    ویژگی‌هایی که در دوره پیش از دبستان بسیار مهم است و باید به آن‌ها توجه کرده روش‌های آموزش را بر اساس آن ویژگیها طرح ریزی نمود، عبارتند از:
    1) علاقه کودکان به بازی
    2) قدرت و نیاز کودکان به الگوگیری، نقش پذیری و تقلید در این سن
    3) شادی کودکان و علاقه آن‌ها به مطالب آهنگین
    مراحل آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان
    هدف آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان پرورش و رشد همه جانبه کودک است. رشد و پرورش همه جانبه کودک شامل مراحل ذیل می‌باشد:
    1) رشد زبان و گفتار
    2) رشد جسمی و حرکتی
    3) رشد خلاقیت و ابراز وجود
    4) رشد ذهنی و شناختی
    5) رشد عاطفی اجتماعی روش‌های تربیت دینی کودکان پیش از دبستان
    برخی از روش‌های تربیت دینی کودکان پیش‌دبستانی عبارتند از:
    1) تربیت دینی کودک پیش‌دبستانی از طریق بازی
    2) تربیت دینی کودکان از طریق ارائه الگو
    3) تربیت دینی کودکان از طریق خواندن شعرها و متون آهنگین و شاد
    4) تربیت دینی کودکان از طریق ارائه پاسخ‌های مناسب به سوال‌های دینی آن‌ها
    روش‌های تربیت دینی کودکان پیش‌دبستانی
    با توجه دادن کودکان به نعمت‌هایی که همیشه همراه آنهاست، مثل: اندام‌های مختلف آنان (چشم، گوش، دهان و...) یا نعمت‌هایی که خیلی دوستش دارند مثل: پدر، مادر، مادر بزرگ و... یا نعمت‌های طبیعی مثل: کوه، جنگل، حیوانات، گیاهان و... با استفاده از حس زیبایی شناسی می‌توان کودکان را به خداشناسی هدایت کرد.
    با ترسیم شکل‌ها و نقاشی‌هایی که در آنها مومنان همیشه لباس‌هایی به رنگ روشن و تمیز می‌پوشند، می‌خندند و خوشحالند، می‌توان ویژگی‌های مثبت افراد متدین را به کودکان نشان داد و به طور غیر مستقیم عادات صحیح را به ایشان آموخت.
    با ترتیب دادن نمایش‌های شاد و آموزنده می‌توانیم وظایف مسلمانان را از طریق نمایش یا ایفای نقش توسط خود کودکان اشاعه دهیم و در کنار این نمایش و ایفای نقش، شعرها و نثر‌های آهنگین بخوانیم.
    با ارائه جلوه‌هایی از زندگی امامان و پیامبر اکرم (ص) که کودکان به آنها علاقه دارند مثل بازی کردن حضرت پیامبر با کودکان، سلام کردن پیامبر به کودکان و... آنان را به الگوهای مبارک دین اسلام علاقه‌مند کنیم.
    قبل از اقدام به تربیت دینی کودکان، رفتار، اعمال و شخصیت خودمان را مورد بازنگری قرار دهیم و سعی کنیم نمونه کامل اعمال و گفتار اسلامی باشیم. به همین دلیل، چگونگی انتخاب مربیان مقطع پیش‌دبستانی، بسیار بسیار مهم و حیاتی است.
    همراهی کردن کودکان پیش‌دبستانی در مراسم دینی، برای آنان بسیار لذت بخش و آموزنده است. برای مثال، همراهی کردن آن‌ها در نماز جماعت، مراسم عزاداری، مراسم میلاد و... البته بدون ایجاد سختی و فشار برای آنان، می‌تواند آموزش عملی مراسم دینی باشد.
    0
    خلاصه کتاب مبانی برنامه ریزی آموزشی
    مولف:دکتر بهرام محسن پور
    فصل اول/ کلیات
    1- آموزش و پرورش و انواع آن:فرایند کمک به جریان رشد انسان را گویند.تقسیم بندی به سه قسمت:
    رسمی:متداول ترین آن آموزش مدرسه ای است-تقسیم بندی تحصیلات به سطوح مختلف مانند،پیش دبستانی،دبستانی، متوسطه و عالی-محتوای برنامه ها معمولا در قالب موضوعات درسی معینی ارائه می گردد-زمان شروع و پایان کلاس ها از قبل معلوم است.
    نمیه رسمی:بیشتر بر مهارت آموزی توجه دارد-طول مدت تحصیل نسبت به رسمی کوتاه تر است-محل آموزش مکانی غیر از دبیرستان،مدرسه یا دانشگاه می تواند باشد-زمان شروع و پایان آموزش انعطاف پذیر است.
    غیر رسمی:از لحاظ مکان،محتوا،زمان،اهداف و روش آموزش با رسمی و نیمه رسمی تفاوت دارد-اهداف الزاما از قبل تعیین نمی شود-یادگیری در این نوع آموزش ها مادام العمر است و به برهه ی زمانی خاصی از حیات آدمی محدود نمی شود.
    2- مفهوم برنامه ریزی درسی:اصطلاح برنامه درسی دارای دو بعد طرح برنامه درسی و برنامه ریزی درسی است-در طرح برنامه درسی مشخص کردن اجزاء و عناصر برنامه درسی مطمح نظر است-در برنامه ریزی درسی،نحوه ی قرار گرفتن این عناصر کنارهم،مورد نظر است.
    3- مفهوم برنامه آموزشی و برنامه ریزی آموزشی:برنامه آموزشی طرحی است حاوی سیاست ها،اهداف،راهبردها و برنامه عمل مربوط به توسعه یک نظام یا یک نهاد آموزشی در خلال یک دوره زمانی معین که روش های اجرا و ارزیابی و نیز منابع مورد نیاز برای تحقق سیاستها و اهداف در آن پیش بینی شده است-برنامه ریزی آموزشی فرایندی است که طبق آن برنامه ی آموزشی تهیه و تدوین می شود-برنامه ریزی آموزشی را آینده نگری و نقشه کشیدن برای آینده ی آ.پ می دانند یا تصمیم گیری درباره ی آینده ی آ.پ را گویند یا فرایند تعیین اهداف،روش ها،فعالیت ها،منابع و برنامه های موسسات آموزشیرا می توان تعریف کرد-تعریف جامع تر از برنامه ریزی آموزشی:کاربرد روش های تحلیلی در مورد هر یک از اجزاء نظام های آموزشی به منظور ایجاد یک نظام آموزشی کارآمد.
    4- انواع برنامه ریزی آموزشی:به سه دسته:کوتاه مدت(یک تا دوسال)-میان مدت(5تا7سال)-بلند مدت(10تا20)سال-از لحاظ میران مداخله دولت در برنامه ریزی به دو دسته ی ارشادی و دستوری تقسیم می گردد.
    ارشادی:در این نوع برنامه ریزی،عمدتا پیش بینی منابع مالی مورد نیاز نهادهای آموزشی دولتی و نیز ارائه ی رهنمودهای کلی،در خصوص نیاز بازار کار به نوع و رشته های تحصیلی مطمح نظر است-مختص جوامع غیر سوسیالیستی.
    دستوری:مختص جوامع سوسیالیستی که برنامه ریزی توسعه اقتصادی آنها متمرکز است-تلاش می شود که عرضه ی نیروی انسانی تربیت شده بر مبنای تقاضا برای نیروی انسانی صورت گیرد و موسسات آموزشی متناسب با نیازهای جامعه اقدام به تربیت نیروی انسانی بنمایند.
    5- ارتباط میان برنامه ریزی درسی،برنامه ریزی آموزشی و برنامه ریزی توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی:
    هر یک از این سه نوع برنامه ریزی حوزه ی عمل مشخص دارند و قلمرو فعالیت آنها با هم متفاوت است.هنگامی که برنامه ریزان توسعه،انتظارات اجتماعی،آرمان های دینی و فرهنگی و نیازهای بخش های اقتصادی به نیروی انسانی ماهر را برای یک برهه ی زمانی خاص و در قالب برنامه توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مشخص می کنند.برنامه ریزان آموزشی نیز تا آنجا که به نظام آ.پ مربوط می شود،این انتظارات،آرمان ها و نیازها را در قالب اهداف آموزشی ترجمه و بیان می کنند.آنگاه برای تحقق این اهداف،به برآورد منابع مادی و انسانی دست می زنند و با به کارگیری خط مشی های مناسب و بهره گیری از منابع مادی و انسانی،راه وصول به اهداف مورد نظر را هموار می کنند.برنامه ریزان درسی نیز با الهام از این انتظارات و آرمان ها و نیارهای جامعه و با توجه به اهداف نظام آ.پ به تدوین دانش ها و مهارت ها و نگرش هایی اقدام می کنند که قرار است دانش آموزان و دانشجویان کسب کنند.پس کل جامعه را می توان حوزه ی کار و قلمرو فعالیت برنامه ریزان توسعه اقتصادی اجتماعی فرهنگی به شمار آورد.
    فصل دوم /سطوح برنامه ریزی آموزشی
    1-سطوح برنامه ریزی آموزشی:
    کلان(شامل سازمان آموزشی، مدرسه و نظام آموزشی می باشد-منظور برنامه ریزی هایی است که برای اجرا در سطح ملی یا کشوری صورت می گیرد).
    میانه
    فراکلان(برنامه های بلند مدت یا میان مدتی که به وسیله ی سازمان های بین المللی مانند یونسکو و سازمان های منطقه ای مانند ایسکو طراحی و تهیه می شوند،برنامه ریزی در سطح فراکلان تلقی می گردد).
    خرد(فرد یا گروه های کوچک،مانند مدیریت مدرسه یا مربیان را در بر می گیرد-حیطه ی فعالیت، شامل آ.پ یک منطقه،چند بخش یا چندین منطقه ی روستایی است).
    موسسه ای(واحد برنامه ریزی،یک دانشگاه،یک دانشکده،یک مجتمع،یک دبیرستان یا یک مدرسه ابتدایی باشد).
    توجه:سطوح برنامه ریزی آرتور جی.دیویس:
    برنامه ریزی نظام های آموزشی در سطح ملی،ایالتی و استانی.
    برنامه ریزی موسسه ای در مقیاسی وسیع و درسطح واحدهای مربوط به مجتمع های آموزشی.
    برنامه ریزی طرح یا پروژه.
    توجه:تقسیم بندی کوپ در مورد موسسات آموزشی:فراموسسه-دانشگاه-موسسه جامع و آموزشکده محلی و فنی.
    2- ویژگی های برنامه ریزی آموزشی در سطح کلان:
    مشخص بودن زمان اجرای برنامه ها(5تا7سال).
    مشخص بودن منابع مالی قابل اختصاص برای اجرای برنامه.
    مشخص بودن هدف های کمی با استفاده از شاخص های دانش آموزی و ظرفیت کالبدی.
    مشخص بودن سیاست های آموزشی و اجرایی که سمت گیری عملیات آموزشی و اجرایی در حین برنامه را معین می کند.
    3- مراحل برنامه ریزی آموزشی در سطح کلان:
    تبیین وضع موجود:درون دادها:در عرف برنامه ریزی آموزشی،دانش آموزان،معلمان،منابع مالی و امکانات/فرایندها:داده هایی درباره ی نرخ قبولی،تکرار پایه،ترک تحصیلی،مطلوبیت شیوه های تدریس معلمان،کیفیت مدیریت در سطوح مختلف مدیریتی،استفاده بهینه از منابع،تجهیزات آموزشی/برون دادها:واسطه ای و نهایی.
    تدوین برنامه ها
    تصویب برنامه ها
    آرتور دیویس،فعالیت های برنامه ریزی را به طریق زیر طبقه بندی می کند:
    تحلیل و بررسی انتظارات سیاسی،اقتصادی و فرهنگی و نیز مقاصد جامعه ای که نظام آموزشی به آن تعلق دارد.
    تدارک مجموعه ای از اهداف کلی و جزئی.
    ارزیابی موقعیت کنونی و نیز تحول گذشته نظام آموزشی.
    طراحی سیاست ها،برنامه ها و تخصیص منابع بر حسب اهداف آینده و ظرفیت کنونی برای دست یابی و حفظ یک نظام آموزشی کارامد و اثر بخش.
    4- تدوین برنامه ها شامل چه مراحلی است:
    انتخاب اهداف-انتخاب خط مشیها-تعیین اولویتها-تهیه برنامه عمل-تصویب برنامه طراحی شده-اجرا،نظارت،ارزیابی و تصحیح برنامه.
    5- ارزشیابی از لحاظ زمان اجرا به سه مرحله تقسیم می شود:
    پیش از اجرا(انجام مطالعات امکان سنجی)-ضمن اجرا(ارزشیابی پیشرفت اجرای برنامه-بازنگری و تجدید نظر برنامه ها) و پس از اجرا(ارزشیابی از میزان تحقق اهداف پیش بینی شده).
    فصل سوم /برنامه ریزی آموزشی در سطح خرد،موسسه و اصلاح و نوآوری
    1- برنامه ریزی آموزشی در سطح خرد:می تواند یک منطقه آموزشی،یک دهستان یا چند روستا باشد.در این گونه برنامه ریزی های محتوای برنامه درسی و فعالیت های یادگیری به گونه ای طراحی می شود که این برنامه ها جوابگوی انتظارات و نیازهای مردم منطقه باشد.
    2- مزایای برنامه ریزی آموزشی سطح خرد:
    برنامه های آموزشی هماهنگ و متناسب با مسائل مردم هر منطقه تهیه می شود.
    به علت فاصله ی کم بین تهیه و اجرا سرعت عمل در اجرا برنامه در خرد بیشتر است.
    مردم در موقع اجرای برنامه ها به دلیل منافع مشترکشان تشویق به همکاری و تفکر می شوند که این امر موجب سهولت اجرای برنامه ها می شود.
    اجرای برنامه ها به وسیله ی خود مردم در مقایسه با برنامه هایی که از بالا تحمیل می شود،ساده تر خواهد بود. زیرا مردم با برنامه هایی که خود تهیه کرده اند، احساس یگانگی و نزدیکی بیشتری می کنند.
    3- محدودیت های برنامه ریزی آموزشی سطح خرد:
    غفلت از هدف های آموزشی در سطح ملی.
    اگر برنامه ریزان و مدیرانی که برنامه ی خرد را تهیه می کنند فاقد مهارت و توانایی لازم باشند،نمی توان به موفقیت برنامه ریزی آموزشی خرد امیدوار بود.
    در برخی از روستاها گروه های قومی با منافع متفاوتی وجود دارند که ممکن است مانع وحدت و یکپارچگی تهیه برنامه شود.
    چون در مناطق روستایی و دوردست،شمار زیادی از مردم کم سواد بوده و ممکن است این قبیل اشخاص به دلیلی عدم آگاهی و انگیزه چندانی برای مشارکت در تهیه و اجرای برنامه ها نداشته باشند(فقدان انگیزه برای مشارکت)موجب عدم موفقیت برنامه در سطح خرد می شود.
    4- مراحل برنامه ریزی آموزشی سطح خرد:
    فعالیت های پیش از برنامه ریزی:گرد آوری اطلاعات-نیاز سنجی-مطالعه و ارزشیابی موقعیت آموزش-استقرار و ایجاد تشکیلات سازمانی.
    فعالیت های برنامه ریزی:تهیه و تنظیم برنامه عمل-امکان سنجی-اجرا،تحقق اهداف و ارزشیابی.
    برنامه ریزی آموزشی در سطح موسسه:تمرکز گرایی به عنوان یکی از دلایل عمده مغفول ماندن این نوع برنامه ریزی است-یکی از شروط اساسی اجرای توام با موفقیت برنامه ها و از راههای کمک به بهبود کیفیت فرآیند آموزش پرورش است- هم چنین این برنامه ریزی مترادف با برنامه ریزی در سطح دانشگاه است.
    6- مراحل برنامه ریزی آموزشی در سطح دبیرستان:
    اطلاعاتی درباره ی تجهیزات آموزشی.
    وضع مالی دبیرستان و تحلیل از درآمدها و هزینه های سالانه موسسه.
    کیفیت فعالیت های آموزشی و پرورشی در سطح دبیرستان.
    کسب اطلاعاتی در خصوص کیفیت همکاری والدین با دبیرستان.
    7- فعالیت های برنامه ریزی:
    تعیین هدف-انتخاب راهبردها-فراهم آوردن امکانات و سرانجام اجرا و ارزشیابی.
    8- مراحل برنامه ریزی در سطح دانشگاه:
    تحلیل وضع موجود از لحاظ آموزشی و پژوهشی.
    شناسایی نکات قوت و ضعف.
    انتخاب سیاست ها.
    انتخاب اهداف.
    انتخاب راهبردها.
    تعیین اولویت.
    تهیه برنامه عمل(برنامه ی عمل نقشه ای است که اهداف کمی و کیفی،راهبردها،اولویت ها و راهکارهای اجرای برنامه هار را می نمایاند).
    اجرا،ارزشیابی و اصلاح برنامه.
    9- مراحل برنامه ریزی برای اصلاح نوآوری آموزشی:
    توجیه و تبیین ضرورت اصلاح:برنامه ریزان آموزشی باید با مطالعه ی ابعاد و جنبه های مختلف نظام آموزشی و شناخت تنگناها ونارسایی ها،بتوانند ضرورت اعمال اصلاحات را برای سیاست گذاران و مدیران سطوح بالا توجیه کنند و ناکارآمدی نظام آموزشی را بنمایانند.
    تعیین قلمرو اصلاح یا نوآوری.
    ایجاد تشکیلات سازمانی.
    انجام مطالعه و تحقیق.
    تهیه پیش نویس طرح.
    نظرخواهی از گروه های ذی ربط،ذی صلاح و ذی نفع.
    اجرای آزمایشی و اجرای سراسری.
    10-تفاوت برنامه ریزی آموزشی در سطح دانشگاه با برنامه ریزی در سطح ابتدایی:
    برنامه ریزی در سطح ابتدایی یا دبیرستان از نوع برنامه ریزی در وجه درونی است.که شامل پیش بینی افراد تحت تعلیم،پیش بینی نیروی انسانی لازم برای آموزش اشخاص تحت تعلیم و نیز تخمین منابع و امکانات است.اما در سطح دانشگاه هم بیرونی است و هم درونی-بیرونی یعنی اینکه فارغ التحصیلان بعد از تحصیلات دانشگاهی وارد بازار کار شوند و دانشگاه ها نیز با توجه به نیاز بازار به تربیت نیروی انسانی اقدام کنند.
    فصل چهارم /مبانی و اصول برنامه ریزی آموزشی
    1-مبانی اقتصادی برنامه ریزی آموزشی:مسائلی چون نقش موسسات آموزشی در تربیت نیروی انسانی-رابطه ی بین آموزش و رشد اقتصادی-بازده اقتصادی سرمایه گذاری در آموزش-راه های تامین هزینه آموزش-نحوه ی صرفه جویی در هزینه های آموزش-تاثیر سرمایه گذاری در آموزش بر افزایش بهره وری کارکنان بخش های اقتصادی-منافع مستقیم و غیر مستقیم سرمایه گذاری در آموزش-رابطه ی بین آموزش و بازار کار مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
    2-مبانی اجتماعی برنامه ریزی آموزشی:فراهم آوردن امکانات آموزشی مناسب برای همگان،حضور مردم در تصمیم گیری های مربوط به مسائل آموزشی،عدم تبعیض نژادی،قومی و جنسیتی،در برخورداری از فرصت های آموزشی برابر،از جمله مباحثی هستند که در مباحث مبانی اجتماعی برنامه ریزی آموشی مورد توجه می باشند.
    3- اصول برنامه ریزی آموزشی:
    اصل جامعیت:بنابه نظریه ی سیستم تئوری،خرده سیستم های درون سیتم کلی،همواره با هم در ارتباط اند و هر نوع تغییر در یکی از خرده سیستم های درون سازمان،تاثیر زیادی روی خرده سیستم های دیگر به جای خواهد گذاشت.
    اصل مشارکت:وقتی سخن از مشارکت به میان می آید،معنای آن این نیست که برنامه ریزی منحصرا تصمیم گیری به وسیله ی معدودی از مدیرانی که در راس هرم سازمان جای دارند،است.بلکه فرایندی است که مشارکت همگان را می طلب و همه ی کسانی که به نوعی در معرض نتایج برنامه ها قرار داردند،باید تا حدودی در این میان نقش داشته باشند.
    اصل تعهد
    اصل واقع بینی:از جمله اصول و موازینی که باید در برنامه ریزی های آموزشی در نظر باشد،اصل توجه به واقعیت هاست.براساس این اصل،برنامه ریزان باید اطلاعات دقیق درباره واقعیات اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و فرهنگی و...جامعه خود در اختیار داشته باشند و بر مبنای اطلاعات کسب شده فعالیت خود را آغاز کنند.
    اصل استمرار در ارزش یابی
    اصل توجه به نوآوریها
    اصل ضرورت تجدید نظر مستمر در سیاست گذاری ها
    4- رهنمودهای برنامه ریزی آموزشی:
    مطالعات آینده نگرانه
    گفتگو با مسئولان سیاسی جامعه
    انعطاف پذیری در برنامه ها
    توجه به کیفیت
    پژوهش و مدیریت اطلاعات
    فصل پنجم /رویکردهای برنامه ریزی آموزشی در سطح کلان
    1-جرج ساخار و پولس در مقاله ای راجع به برنامه ریزی آموزشی کلان می نویسد:برنامه ریزی کلان به تصمیماتی که در سطوح وسیع اتخاذ می شود،گفته می شود.
    2- روش های تصمیم گیری:
    غیر فعال(پیروی از روند گذشته و تصمیم گیری های قبلی).
    سیاسی(تبعیت از یک تصمیم سیاسی برای دوری گرفتن از روند گذشته).
    روش تکنوکراتیک (استفاده از روش هایی برنامه ریزی کلان)/(تقاضای اجتماعی،برنامه ریزی نیروی انسانی(نیازمندیهای نیروی انسانی،هزینه-فایده-ترکیبی)).
    3- متداول ترین رویکرد های برنامه ریزی کلان که طبق آن ها آموزش و پرورش،برنامه ریزی می شود عبارتند از:
    تقاضای اجتماعی.
    نیروی انسانی.
    هم چنین کومبز نرخ بازده(هزینه-فایده)را به این رویکردها افزود.
    4- شولتز،دنیسون،هاربی سن و مایرز مسئولان آموزشی کشورها را به سرمایه گذاری در آموزش و پرورش تشویق کردند-شولتز مدعی شد که توسعه آ.پ منجر به توسعه ی اقتصادی خواهد شد.این افراد به طرفداران نظریه ی سرمایه انسانی معروف اند که امروزه به الگوی منطقه مدیترانه ای معروف است.
    5- شیوه های برنامه ریزی نیروی انسانی:از دیدگاه اقتصاد دانان،آ.پ علاوه بر اینکه هدف آن شکوفا کردن استعدادهای و پرورش توانایی های فردی است به تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه نیز توجه دارد.پس هزینه هایی که جامعه،صرف تعلیم و تربیت افراد می کند،در واقع نوعی سرمایه گذاری به شمار می رود و منجربه افزایش کیفیت کارایی افراد و در نهایت افزایش بهره وری در تولید می شود-و نیز عوامل انسانی با حجم تولیدرابطه دارد.
    6- چرا نمی شود ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضای نیروی انسانی را به مکانیزم بازار واگذار کرد؟اقتصاددانان نئوکلاسیک در پاسخ می گویند وقتی که کمبود نیروی انسانی پدید می آید،موجب افزایش دستمزدها می شود.در چنین مواقعی کارفرمایان برای تامین نیروی انسانی،نیروهای دیگر را جایگزین نیروهای مورد نیاز خود می کنند یا از عوامل دیگری برای تولید اسفاده می کنند.در نتیجه ی اتخاذ چنین سیاستی تعادل کوتاه مدتی برقرار می شود.اما هم زمان و به علت بالا رفتن نرخ دستمزدها،عرضه ی نیروی انسانی هم زیاد می شود و این فرایند ایجاد انطباق همچنان ادامه پیدا می کند تا اینکه بازار کار برای نیروی انسانی در رشته ای خاص دوباره در دراز مدت به تعادل برسد.بر این اساس چون کمبود و تورم نیروی انسانی موجب ایجاد شبکه تار عنکبوتی می شود،از این رو مکانیزم بازار در خصوص ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضای نیروی انسانی ناتوان است و به همین دلیل برنامه ریزی نیروی انسانی ضرورت پیدا می کند.
    7- روش های تخمین نیروی انسانی:
    شیوه ی سر انگشتی:بیشتر مبتنی بر قضاوت برنامه ریزان بود-فرض اصلی چنین بوده که نیروی انسانی متخصص باید دوبرابر نرخ رشد اقتصادی مورد نظر افزایش و نیروی ماهر سه برابر نرخ رشد اقتصادی مورد نظر افرایش یابد.
    شیوه ی نظرخواهی از کارفرمایان:اعلام نیروهای انسانی مورد نیاز برای بخش خود در آینده-معروف به تکنیک دلفی-استفاده از آن در برنامه ریزی های خرد.
    شیوه ی مقایسه ای بین المللی:در این روش ساختار تحصیلی و نیروی انسانی کشورهایی که از لحاظ توسعه در مراتب متفاوتی هستند،با هم مقایسه می شود.
    شیوه ی نسبت نیروی انسانی به جمعیت:در این روش فرض بر این است که نیروی انسانی با تحصیلات پایین تر را نمی توان جایگزین نیروی انسانی با تحصیلات بالاتر کرد.
    8- روش های پیش بینی نیروی انسانی:از معروف ترین روش های پیش بینی نیروی انسانی،روش نسبت بازده نیروی انسانی است که به روش طرح منطقه ای مدیترانه ای معروف است.برنامه ریزی نیروی انسانی دارای سه مرحله است:
    پیش بینی تقاضا برای نیروی انسانی تحصیل کرده.
    پیش بینی عرضه نیروی انسانی تحصیلی کرده.
    ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا برای نیروی انسانی تحصیل کرده.
    9- پیش بینی تقاضا برای نیروی انسانی تحصیل کرده:شامل 5 گام/چهار گام اول مربوط به برنامه ریزی اقتصادی می شود.
    گام اول:تخمین تولید ناخالص داخلی برای سال مقصد.
    گام دوم:تخمین تحول ساختار اقتصادی جامعه.(فعالیت های بخش اقتصادی:کشاورزی-صنعت-معدن و استخراج-ساختمان-خدمات اجتماعی و...)
    گام سوم:تخمین بهره وری در بخش های مختلف اقتصادی در فاصله ی سال مبدا تا سال مقصد.
    گام چهارم:تخمین ساختار شغلی نیروی کار در هر یک از بخش های مختلف اقتصادی است.
    گام پنجم:تخمین ساختار تحصیلی نیروی کار در هر یک از طبقه های شغلی مربوط به بخش های مختلف اقتصادی است.
    10- محدودیت های رویکرد برنامه ریزی نیروی انسانی:
    نقض بخش خصوصی و خود اشتغالی مورد غفلت قرار گرفته است.
    نقش آموزش های غیر رسمی در تربیت نیروی انسانی نادیده گرفته شده است.
    پیش بینی نیروی انسانی بر اساس نرخ رشد اقتصادی انجام می گیرد که این نرخ رشد،احتمالا غیر مطمئن است.
    برخی از مشاغل علاوه بر ویژگی های تحصیلی،صلاحیت های دیگری را طلب می کند که این صلاحیت ها از نظر دور می ماند.
    تقاضای اجتماعی بر آموزش مورد غفلت قرار می گیرد،زیرا به اهداف اقتصادی بیشتر توجه می شود تا به خواست مردم.
    11- اصلاح روش برنامه ریزی نیروی انسانی:در موقع تخمین نیروی انسانی،به تغییر دستمزدها و قیمت ها توجه شود.با انجام تحقیقات. مطالعات ردیابی،از وضع اشتغال فارغ التحصیلان تصویر روشنی به دست داده شود.پیش بینی نیروی انسانی مبتنی بر اطلاعات دقیق،تحلیل درست بازار کار و عقلایی انجام گیرد.
    12- رویکرد هزینه-فایده:در این رویکرد،موسسات آموزشی به مثابه واحدهای تولیدی تلقی می شوند که مجموعه ای از درون دادها را(اوقات معلمان و شاگردان،کتابها،خدماتی که از برخی سرمایه ها،مانند ساختمان ها و منابع دیگر عاید می شود)می گیرند و مجموعه ای از برون دادها را(به صورت مهارت های ذهنی شاگردان،اجتماعی شدن آنان و کسب دانش های جدید)تولید می کنند.
    هزینه های آموزش و پرورش:شامل هزینه های جاری و سرمایه ای.دولتی و خصوصی.
    هزینه های بخش دولتی:
    هزینه های جاری:حقوق کارکنان آموزشی و اداری-هزینه های مواد مصرفی-هزینه های تعمیر و نگه داری ساختمان های آموزشی و اداری.
    هزینه های سرمایه ای:بهای زمین-ساختمان های آموزشی و اداری-وسایل و تجهیزات آزمایشگاهی و کارگاهی و...
    هزینه های فرصت از دست رفته.
    هزینه های بخش خصوصی:تامین شده توسط خانواده ها.
    هزینه های مستقیم:خرید کتاب و نوشت افزار-شهریه-مخارج رفت و آمد.
    هزینه های غیر مستقیم:در آمدهای از دست رفته(به درآمد حاصل از کارفرزندان که خانواده ها به دلیل تحصیل فرزندان از آن چشم پوشی کرده اند می گوییم).
    16- منافع سرمایه گذاری در آموزش و پرورش:
    منافع مستیقیم و فردی آموزش به صورت حقوق و دستمزد اضافی تجلی می کند.
    منافع فردی و غیر مستقیم سرمایه گذاری در آموزش:مثل میزان جرایم در میان افراد تحصیل کرده.
    منافع اجتماعی سرمایه گذاری در آموزش:به صورت افزایش بهره وری افراد تجلی می کند و افزایش بهره وری سبب بالارفتن ثروت ملی می شود.
    سایر منافع: کاهش هزینه های بهداشتی،کاهش هزینه های جریان،کاهش هزینه های ناشی از مهار جمعیت و...
    17- تحلیل هزینه-فایده در آموزش:یکی از راه های تعیین سودمندی آموزش است-نوعی ارزشیابی از سرمایه گذاری است که هزینه ها و منافع اقتصادی یک طرح را مقایسه می کند تا سودمندی آن طرح را تعیین کند.طبق این روش،رابطه بین هزینه و فایده، بر حسب نسبت بین ارزش کنونی هزینه ها و ارزش کنونی منافع آتی انتظار بیان می شود-وسیله ای است برای ارزیابی منافع آتی ناشی از هزینه هایی که در حال حاضر صرف آ.پ می شود.
    18- انتقاد های نظری نسبت به تحلیل هزینه-فایده در آموزش:
    آموزش علاوه بر اینکه دارای منافع اقتصادی مستقیمی است، منافع غیر مستقیمی دارد که در درآمدها تجلی پیدا نمی کند.
    بخش آ.پ را نمی توان با ابزارهای ساده عقل گرایانه اقتصادی و ابزارهای هزینه-فایده پیش پا افتاده ارزیابی کرد.
    محاسبات نرخ بازده،بر فرض اشتغال کامل افراد تحصیل کرده استوار است.در حالی که در کشورهای توسعه یافته با مشکل بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاه و دبیرستان مواجه اند.
    تفاوت درآمدها،تفاوت بهره وری کارگران را به طور مطلوب اندازه نمی گیرد و به علت نارسایی هایی که در بازار کار وجود دارد،تفاوت درآمدها معیار مناسبی برای اندازه گیری سودمندی مستقیم اقتصادی به حساب نمی آید.
    19- کاربردهای هزینه-فایده:
    تفسیر منابع اختصاص یافته به آ.پ.
    نظارت بر استفاده از منابع و انجام اصلاحات لازم.
    برآورد منابع مورد نیاز برای توسعه آ.پ.
    کمک به تصمیم گیری در خصوص انتخاب برنامه ها یا طرح هایی که دارای اهداف یکسان است.
    20- رویکرد تقاضای اجتماعی:روشی است که به جای آنکه بر تامین نیاز بخش های مختلف اقتصادی به نیروی انسانی تحصیل کرده تاکید کند،به برآوردن انتظارات و خواستهای آموزشی دانش آموزان یا خانواده هایشان توجه دارد.
    21- برنامه ریزی بر مبنای تقاضاهای اجتماعی:برای تعیین ظرفیت های آموزشی مورد تقاضا:ابتدا پیش بینی جمعیت کودکان واجب التعلیمی که در آینده وارد اول ابتدایی می شوند،محاسبه.سپس نسبت انتقال یا گذر از یک پایه به پایه تحصیلی دیگر مشخص.سپس تصویر گویایی از انتظارات آینده شاگردان به دست آید و در آخر به تامین انتظارات آموزشی اقدام کرد.
    22- عوامل موثر در شکل گیری انتظارات آموزشی:
    ویژگی های دانش آموزان: جنس،استعداد،علایق،آرزوها،پیشرفت تحصیلی.
    محیط آموزشی: موقعیت اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی خانواده شاگرد،همسالان و محیط مدرسه
    نظام آموزشی:شیوه گزینش و پذیرش دانش آموز.
    جامعه در کل: بفت جمعیتی، شرایط اجتماعی، فرهنگی،شغلی و اقتصادی.
    فصل ششم /الگوهای برنامه ریزی آموزشی
    الگوی عقلایی:
    1- برنامه ریزی را یک سلسله وسیله برای تحقق اهداف معین تلقی می کند.
    2- دانش مورد نیاز برای برنامه ریزی عینی،افزایش پذیر است و در قالب عباراتی محدود قابل بیان است.
    3- برنامه ریزی همراه با نمودارهای گردشی،جدول های نیروی کار،فرمول های هزینه-فایده و زبان فنی است.
    4- در این فرایند سیاست گذاران می کوشند مشکلات مهم نیازها و هدف ها را شناسایی و اهداف کلی را به اهداف جزیی تبدیل و شقوق و راه های مختلف دوره عمل را توصیف کنند.هم چنین هزینه و فایده هر شخص را نیز مشخص می کنند.آنگاه به انتخاب برنامه عمل دست می زنند.سپس برنامه را طرح و طرح را به پروژه تبدیل می کنند و در آخر برنامه اجرا شده را با توجه به اهداف اصلی ارزیابی می کنند.
    5- برنامه ی عقلایی به مقیاس وسیعی ماخوذ از روش شناسی اقتصادی و علم تحلیل نظام ها است.
    1- برنامه ریزی را یک سلسله وسیله برای تحقق اهداف معین تلقی می کند.
    2- دانش مورد نیاز برای برنامه ریزی عینی،افزایش پذیر است و در قالب عباراتی محدود قابل بیان است.
    3- برنامه ریزی همراه با نمودارهای گردشی،جدول های نیروی کار،فرمول های هزینه-فایده و زبان فنی است.
    4- در این فرایند سیاست گذاران می کوشند مشکلات مهم نیازها و هدف ها را شناسایی و اهداف کلی را به اهداف جزیی تبدیل و شقوق و راه های مختلف دوره عمل را توصیف کنند.هم چنین هزینه و فایده هر شخص را نیز مشخص می کنند.آنگاه به انتخاب برنامه عمل دست می زنند.سپس برنامه را طرح و طرح را به پروژه تبدیل می کنند و در آخر برنامه اجرا شده را با توجه به اهداف اصلی ارزیابی می کنند.
    5- برنامه ی عقلایی به مقیاس وسیعی ماخوذ از روش شناسی اقتصادی و علم تحلیل نظام ها است.
    الگوی تعاملی:
    1- برنامه ریزی را یک سلسله وسیله برای تحقق اهداف معین تلقی می کند.
    2- دانش مورد نیاز برای برنامه ریزی عینی،افزایش پذیر است و در قالب عباراتی محدود قابل بیان است.
    3- برنامه ریزی همراه با نمودارهای گردشی،جدول های نیروی کار،فرمول های هزینه-فایده و زبان فنی است.
    4- در این فرایند سیاست گذاران می کوشند مشکلات مهم نیازها و هدف ها را شناسایی و اهداف کلی را به اهداف جزیی تبدیل و شقوق و راه های مختلف دوره عمل را توصیف کنند.هم چنین هزینه و فایده هر شخص را نیز مشخص می کنند.آنگاه به انتخاب برنامه عمل دست می زنند.سپس برنامه را طرح و طرح را به پروژه تبدیل می کنند و در آخر برنامه اجرا شده را با توجه به اهداف اصلی ارزیابی می کنند.
    5 -برنامه ی عقلایی به مقیاس وسیعی ماخوذ از روش شناسی اقتصادی و علم تحلیل نظام ها است.
    الگوی فن گرا:
    1- برنامه ریزی را یک سلسله وسیله برای تحقق اهداف معین تلقی می کند.
    2- دانش مورد نیاز برای برنامه ریزی عینی،افزایش پذیر است و در قالب عباراتی محدود قابل بیان است.
    3- برنامه ریزی همراه با نمودارهای گردشی،جدول های نیروی کار،فرمول های هزینه-فایده و زبان فنی است.
    4- در این فرایند سیاست گذاران می کوشند مشکلات مهم نیازها و هدف ها را شناسایی و اهداف کلی را به اهداف جزیی تبدیل و شقوق و راه های مختلف دوره عمل را توصیف کنند.هم چنین هزینه و فایده هر شخص را نیز مشخص می کنند. آنگاه به انتخاب برنامه عمل دست می زنند.سپس برنامه را طرح و طرح را به پروژه تبدیل می کنند و در آخر برنامه اجرا شده را با توجه به اهداف اصلی ارزیابی می کنند.
    5- برنامه ی عقلایی به مقیاس وسیعی ماخوذ از روش شناسی اقتصادی و علم تحلیل نظام ها است.
    1- برنامه ریزی را یک سلسله وسیله برای تحقق اهداف معین تلقی می کند.
    2- دانش مورد نیاز برای برنامه ریزی عینی،افزایش پذیر است و در قالب عباراتی محدود قابل بیان است.
    3- برنامه ریزی همراه با نمودارهای گردشی،جدول های نیروی کار،فرمول های هزینه-فایده و زبان فنی است.
    4- در این فرایند سیاست گذاران می کوشند مشکلات مهم نیازها و هدف ها را شناسایی و اهداف کلی را به اهداف جزیی تبدیل و شقوق و راه های مختلف دوره عمل را توصیف کنند.هم چنین هزینه و فایده هر شخص را نیز مشخص می کنند.آنگاه به انتخاب برنامه عمل دست می زنند.سپس برنامه را طرح و طرح را به پروژه تبدیل می کنند و در آخر برنامه اجرا شده را با توجه به اهداف اصلی ارزیابی می کنند.
    5- برنامه ی عقلایی به مقیاس وسیعی ماخوذ از روش شناسی اقتصادی و علم تحلیل نظام ها است.
    الگوی توافقی:
    1- آ.پ یک نظام انسانی باز به شمار می رود که در یک محیط اجتماعی قرار دارد.
    2- تمایل بر این است که تصمیم گیری به شیوه ی غیر متمرکز انجام می پذیرد.
    3- تغییر سازمان از پایین به بالا آغاز می شود.
    4- مسئولان سطوح بالا از فعالیت های مسئولان محلی حمایت می کنند و به جای اصرار ورزیدن به راهنمایی مستقیم مسئولان محلی،ضمن تامین منابع،به آنها اختیارات می دهند.
    5- تفاهم پیش فرض کارهای با اهمیت است.
    6- توافق پیش فرض اعمال مشروع به شمار می رود.
    الگوی سیاسی:
    1- حد فاصل بین دو الگوی فن گرا و توافقی قرار می گیرد.
    2- برنامه ریزی به عنوان فرایند مذاکره و تبادل نظر تلقی می شود.
    3- برنامه ریزی فرایندی است که از بالا به پایین انجام می گیرد و مسئولان محلی و منطقه ای مجری برنامه تلقی می شود.
    4- تمایل بر این است که قدرت تصمیم گیری نهایی در دست مقامات بالاتر متمرکز می شود،یعنی برنامه ریزی نوعی اعمال قدرت تلقی می شود.
    5- اهداف کلی به صورت متمرکز،یعنی در سطوح بالای تصمیم گیری تعیین می شود.
    6- اجرا مترادف با وصول به هدف نیست.بلکه اجرا،حرکت به سوی اهداف در حال تحول تلقی می شود.
    0

    تعریف برنامه ریزی درسی:برنامه ریزی درسی شامل سازماندهی یک سلسله فعالیت های یاددهی ویادگیری به منظور ایجاد تغییرات مطلوب د ررفتار یادگیرنده ها و ارزشیابی میزان تحقق این تغییرات است(یارمحمدیان1389).

    برنامه ریزی درسی ا زلحاظ مفهومی اشاره به یک فرایند دارد که  حاصل یا نتیجه ی آن برنامه ی درسی است.واژه ی برنامه درسی به معنای میدان مسابقه و یا فاصله و مقدار راهی است که افراد باید طی کنند تا به هدف  مورد نظر دست یابند(فتحی واجارگاه 1389).

    تعریف عملیاتی ا زبرنامه ریزی درسی(قلمروهای برنامه ریزی درسی)

    به طور کلی برنامه ریزی درسی به آن حوزه علمی اشاره می کند که مشتمل بر قلمرهای زیر است:

    1- مبانی برنامه ریزی درسی: منظور از مبانی برنامه ریزی درسی آن دسته از نیروهای بنیادی و اساسی است که بر برنامه های درسی، اهداف و محتوای آن اثر گذاشته و در ادبیات برنامه ریزی درسی از آن تحت عنوان عوامل تعیین کننده برنامه درسی نام برده می شود.

    الف) مبانی فلسفی برنامه ریزی درسی:منظور از مبانی فلسفی برنامه ریزی درسی آن دسته ا زعوامل و نیروهای فلسفی است که بر فرآیند تدوین اهداف برنامه درسی و تعیین وسایل و ملزومات اثر می گذارد. فلسفه ی مسلط اجتماعی د رحقیقت جهت دهنده و تعیین کننده مقاصد اصلی تعلیم و تربیت است. فلسفه ی تعلیم و تربیت  اعتقاد برنامه ریز به یکی ا زمکاتب فلسفی ذیربط، به شدت جهت گیری برنامه درسی را متفاوت می سازد.مبانی فلسفی، نقش پالایشگری اهداف و مقاصد برنامه درسی را نیز برعهده دارد.

    ب)مبانی اجتماعی و فرهنگی برنامه ریزی درسی:فلسفه ی اصلی تأسیس مدارس و پاگیری نظام آموزش مدرسه ای د رگسترده ترین برداشت خود عبارت است انتاقل، توسعه و بهسازی میراث فرهنگی، بنابراین بدیهی است که ارزش های اجتماعی و فرهنگی یک جامعه اثر قاطعی بر برنامه های درسی و فرایند تدوین آن ها داشته باشد.ارزش های اجتماعی و فرهنگی نیز به عنوان پالایشگر اهداف و مقاصد برنامه درسی، نقش مهمی را در فرایند برنامه ریزی ایفا می نماین و هم از اینروست که مبانی اجتماعی و فرهنگی برنامه ریزی درسی یکی از قلمروهای مهم این رشته به شمار می رود.

    ج)مبانی روانشناختی برنامه درسی:روانشناسی به عنوان یک رشته علمی، یافته ها و رهنمودهای بسیاری برای برنامه ریزان به ارمغان آورده است. د ربرنامه ریزی درسی، فرایند تدوین طرح و اجرای برنامه ها تا حد زیادی نیازمند کاربست یافته های روانشناسی است. اهداف و محتوای برنامه های درسی باید با توجه به میزان رشد ذهنی یادگیرندگان،مدت زمان لازم برای یادگیری و نیز با توجه به توانایی ها و محدودیت های افراد انسانی، متناسب با تفاوت های فردی و... استخراج و تنظیم گردند.

    2- فعالیت های فنی برنامه ریزی درسی یا مهندسی برنامه ی درسی:

    مجموعه ای از فعالیت های سه گانه،طراحی برنامه ی درسی، ساخت برنامه ی درسی، و تدوین برنامه ی درسی می باشد.

    الف)تدوین برنامه ی درسی:تدوین برنامه ی درسی به فرایند نظم و ترتیب و تعیین توالی و تقدم و تأخر عناصر برنامه ی درسی اشاره دارد.د راین زمینه سؤلاتی نظیر این که چه کسی باید د ربرنامه ریزی درسی مشارکت کند(معلم، دانش آموز و...)، از چه روش هایی باید برای ساخت برنامه ی درسی استفاده نمود و... مطرح می شود.

    ب)طراحی برنامه ی درسی:به فرایند مشخص کردن عناصر برنامه ی درسی و گنجاندن آن ها د ربرنامه اشاره می کند. عناصری که می توانند د ربرنامه ی درسی گنجانده شودعبارتند از: اهداف و مقاصد. محتوا یا موضوعات درسی، فعالیت ها و تجربیات یادگیری، روش تدریس، اجرا و ارزشیابی.علاوه بر این د رطرح برنامه ی درسی درباره ی سازماندهی و الگوی مناسب آن برای برنامه ی درسی بحث می شود.

    ج)ساخت برنامه ی درسی:فرایند ساخت برنامه ی درسی ناظر است بر فرایند تعیین ماهیت مؤلفه ها و عناصر برنامه ی درسی، به عبارت دیگر تصمیم گیری د رباره ی ایجاد و تکوین عناصر برنامه ی درسی را ساخت برنامه ی درسی می نامیم.

    3- اجرای برنامه ی درسی:

    یکی دیگر ا زقلمروهای برنامه ریزی درسی، اجرای برنامه است، د ربحث از اجرای برنامه ی درسی،(که عموما" فرایند کاربست برنامه هایی است که قبلا" طراحی، ساخته و تدوین گردیده اند) سه نظام مد نظر قرار می گیرد.

    الف) نظام اجرایی مؤمنانه یا وفادارانه:که در آن برنامه هی درسی تدوین شده باید توسط معلمان و مجریان آموزشی به مرحله ی اجرا در آیند.د راین نظام ا زآنجا که برنامه ها توسط یک ستاد د رسطح کشور و یا استان تدوین می گرد و موفقیت اجرای برنامه های درسی د رگرو اجرای دقیق و مطابق نقشه ی از پیش تعیین شده است،به آن نظام مؤمنانه گویند.ا زطرف دیگر از آن جا که معلم نمی تواند و نباید هیچ گونه دخل و تصرفی د ربرنامه های درسی،مطابق با ویژگی هاو مختصات دانش آموزان خویش اعمال نماید به آن نظام اجرایی ضد معلم نیز گفته می شود.

    ب)نظام اجرایی نیمه سازگارانه:د راین نظام، اجرای برنامه های درسی مطابق فرمول و نقشه ی از قبل تهیه شده ای که توسط ستاد برنامه ریزی تدارک دیده شده باشد، مد نظر است. اما معلم می تواند تا اندازه ای برنامه های درسی را با ویژگی کلاس درس خود سازگار نماید. به این نظام اجرایی برنامه ی درسی، نظام سازگاری محدود یا معلم در مقام مجری فعال نیز گفته می شود.

    ج)نظام اجرایی سازگارانه:د راین نظام، معلم نه تنها می تواند برنامه های درسی را با ویژگی های دانش آموزان خود نظیر، جنس، علایق، توانایی و... سازگار نماید، بلکه د رشکل گسترده خود، معلم می تواند تدوین کننده ی برنامه ی درسی نیز باشد.د رحقیقت نظام برنامه ریزی سازگارانه، همان نظام برنامه ریزی درسی مدرسه محور است.این نظام دارای دو شکل کلی است.الف)نظام برنامه ریزیی درسی مدرسه محور محدود: که د رآن معلم از میان برنامه های درسی متعددی که توسط مراکز برنامه ریزی درسی کشور یا استان از قبل تهیه شده است، متناسب با توان یادگیرندگان و سایر ویژگی های آنان دست به انتخاب می زند.ب)نظام برنامه ریزی درسی مدرسه محور گسترده: که در آن معلم خود به طرای، تدوین، اجرا و ارزشیابی برنامه های درسی می پردازد.

    4- تغییر برنامه ی درسی:

    اگر برنامه ی درسی را مشتمل بر مسائلی نظیر فلسفه ی تعلیم و تربیت، ارزش ها، اهداف، ساختارهای سازمانی، تجارب یادگیرندگان،نتایج یادگیری و نحوه ی ارزشیابی آن ها بدانیم، می توانیم تغییر برنامه ی درسی را به عنوان هر گونه تغییری که در جنبه های فوق الذکر به وجود می آید تعریف نمائیم.

    الف)مفهوم شناسی تغییر:یکی از مسائل مهم د ربحث تغییر برنامه ی درسی، مفاهیم گوناگونی است که توسط صاحبنظران و متخصصان بک کار برده می شود. مفاهیمی نظیر تغییر، بهبود، نو آوری، اصلاح،و جنبش از مهم ترین مفاهیمی هستند که غالبا" به طور مترادف به کار برده می شوند اما هر کدام از آن ها دارای معنای متفاوتی می باشند.

    بهبود ا ز نظرهیلدا:بهبود برنامه ی درسی به معنای تغییر جنبه های مشخصی ا زبرنامه بدون تغییر دادن فرضیات بنیادی و نحوه ی سازماندهی برنامه است.

    تغییربرنامه ی درسی:مفهوم بسیار کلی است که به هر تغییری که در آموزش یا محیط آموزشی به وجود آید، اشاره می کند.

     نو آوری: اگر چه مفهوم تغییر برنامه ی درسی برای تغییرات ویژه و خاص نیز به کار می رود اما تغییرات ویژه را اغلب نو آوری می گویند< نو آوری ها دارای مرزهای دقیق و نشانه های خاص هستند. به عبارت دیگر نو آوری به آن نوع تغییر برنامه ی درسی اطلاق می شود که بدیع و بی سابقه باشد.

    اصلاح: اصلاح نیزناظر بر آن نوع تغییران ویژه ای است که به طور بنیادی د ربرنامه ی درسی به وجود آید. اصلاحات معمولا" ا زسیستم سیاسی آغاز می شوند.بنابراین اصلاحات تغییرات زیر بنایی ولی محدود و خاص هستند.

    جنبش برنامه ی درسی:این مفهوم بیشتر دارای یک معنای تاریخی است و برای مشخص کردن دوران های تغییر از طریق ویژگی های مشترک آن ها به کار می رود. مانند جنبش کودک محور در برنامه ی درسی و تغییراتی که بر اسا س آن د ربرنامه ریزی درسی ایجاد شده است.

    ب)مراحل تغییر:

    1-برنامه ریزی برای تغییر:این مرحله عمدتا" ناظر بر ایجاد زمینه و آماده سازی محیط برای تغییر،و تهیه و تدوین برنامه ی تغییر است. بر اساس فعالیت های انجام شده در این مرحله،برنامه ی تفصیلی وجزءبه جزءتغییر آمادهه م یشود.

    2-استفاده یا کاربست تغییر:در این مرحله تلاش بر استفاده مؤثر از تغییرات مطلوب است. به عبارت روشن تر برنامه ی تفصیلی تهیه شده برای تغییر در این مرحله به اجرا گذاشته می شود.

     3-ارزشیابی از تغییر:در این مرحله از تغییر ارزشیابی به عمل می آیند و نتایج به دست آمده از ارزشیابی،دوسیکل بعدی تغییر مورد استفاده قرار می گیرد.

    5- تاریخ برنامه ی درسی:

    از لحاظ ساختاری تاریخ برنامه ی درسی د رحقیقت زیر مجموعه ای از تاریخ تعلیم و تربیت نیز می باشد.تاریخ برنامه درسی هم با تاریخ عقاید تربیتی و هم با تاریخ نظام ها و مؤسسات تربیتی ارتباط دارد زیرا از یک سو اندیشه های تربیتی ا زطریق برنامه های درسی به اجرا در می آیند و از دیگر سو درشکل گیری نظام های تربیتی و قوانین آن ها، بایستی د رخصوص برنامه های درسی تصمیم گیری شود.یکی از مهم ترین مسائل رشته ی برنامه ی درسی، وجود پدیده ی بی تارخی یا بی تاریخی گرای است.عدم توجه به سوابق و آن چه که د رگذشته انجام شده است ممکن است منجر به معرفی مسائل کهنه به عنوان نوآوری گردد.

    اهداف مطالعات تاریخی:1-بررسی علمی و تلاش برای تفسیر و تعبیر فرایندهایی که به وسیله ی آن مؤسسات تربیتی،محتوای برنامه های درسی را در طول زمان انتخاب کرده اند.2- بررسی دلایل تغییر و یا عدم تغییر د ربرنامه های درسی و موضوعات آن ها.3-ایجاد بینش عمیق تر د ررابطه با فرایند توسعه و بالندگی آموزش و پرورش4ـنقادی فعالیت های انجام شدهد رارتباط با برنامه های درسی و بررسی سنن و عادات در این زمینه.5-مشخص کردن عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر اصطلاحات برنامه ی درسی د رطی زمان برای کمک به ایجاد و تکوین تئوری د رحوزه ی برنامه ریزی درسی.

    6- تحقیق در برنامه درسی:

    منظو راز تحقیق د ربرنامه ی درسی عبارت است ازپژوهش هایی کهد رارتباط با مؤلفه های اساسی برنامه ی درسی نظیر تدوین، اجرا و بازبینی نتایج خط مشی های برنامه ی درسی صورت می پذیرد.به عبارت روشن تر تحقیق در برنامه ی درسی عبارت است از پزوهش که به منظور دستیابی به درک و فهم عمیق تر و توضیح و تفسیر زمینه ها،مقاصد، برنامه ریزی و سایر مسائل مرتبط با یادگیری انجام می شود.

    7- ارزشیابی از برنامه ی درسی:

    یکی از مهم ترین قلمروهی برنامه ی درسی که به کار بررسی اثر بخشی و کار آیی برنامه ی درسی می پردازد،ارزشیابی برنامه ی درسی است. به طور کلی ارزشیابی د رارتباط با برنامه ی درسی د رچهار مرحله یا وضعیت صورت می پذیرد.

    1- ارزشیابی قبل از برنامه ریزی یا نیاز سنجی:این ارزشیابی عمدتا" برای سنجش محورهای اساسی برنامه ی درسی صورت می پذیرد و ناظر بر تعیین اهداف و مقاصد برنامه ی درسی ازمنابع مربوطه است.

    2-ارزشیابی تکوینی یا ارزشیابی د رزمان طراحی، تدوین و ساخت برنامه ی درسی: بخش های مختلف برنامه ی مورد بررسی و اشکالات و عدم تناسب احتمالی برنامه با محیط یادگیری و یادگیرندگان رفع می گردد.

    3-ارزشیابی پایانی:اثر بخشی برنامه و میزان شکاف بین تأثیر پیش بینی شده و با آن چه که عملا" اتفاق اقتاده تصمیم گیری می شودوبر اساس آن د رسیکل های بعدی برنامه ریزی،اصطلاحات لازم اعمال می گردد.

    4-ارزشیابی پیگیری:اثرات برنامه ی درسی دریک مقطع خاص بر نحوه ی فعالیت و توانایی یادگیرنده د ربرنامه های درسی مقاطع بعدی مورد بررسی قرار می گیرد)فتحی واجارگاه،1389).

    0

    مربیان برنامه ریزان درسی و آموزشی، مسئولیت سنگین تربیت فرزندان جامعه را برعهده دارند و باید در جهت شناخت عوامل و عناصری که در برآیند تعلیم و تربیت دخالت دارند کوشش کنند. نیازها و ویژگی های جامعه ی گذشته، امروز و آینده را بشناسند و برنامه های تربیتی را مطابق با این نیازها طراحی کنند. تعلیم و تربیت به شکل سنتی و غیره قابل تغییر آن دیگر جوابگوی شرایط جدید و تغییر یافته و یا در حال تغییر جامعه نیست و بسیاری از عقاید و مفروضات تربیتی نیاز به اصلاح و تجدید نظر دارند. اگر در گذشته نظام تعلیم و تربیت و برنامه های تربیتی به دلیل کمبود منابع،کتابخانه و بانگ های اطلاعاتی و... بر حفظ کردن،تکرار و تمرین و شرطی سازی تأکید می کردند و سعی می کردند ذهن شاگردان را به یک فرهنگ نامه و بانک کوچک اطلاعاتی یا خزانه ی لغات و یا فرمول ها تبدیل کنند،و معلومات و حقایق و اطلاعات معلم را در آن سرازیر سازند و یا نظریات و محتوای علمی کتاب های درسی را به عنوان اموری مجرد و مقدس در ظرف ذهنی دانش آموزان جای دهند، جامعه ی امروزی انظار دیگری دار.دانش آموزان امروز یا کارگران و کارگزاران فردای جامعه، بایستی کارهایی را که ربات ها نمی توانند انجام دهند، انجام دهند. یعنی کارشان اعمال و کاربرد هوش فلسفی و ابتکار و خلاقیت باشد. در آینده، دیگر به کارگران ماهر صرفا از نظر فنی احتیاجی نخواهیم داشت، بلکه تربیت افراد تربیت شده ی ما، باید بتوانند خودشان را رهبری کنند. کارگران موفق فردا باید تصمیم گیرنده باشند، با مسائل برخورد کرده و آن ها را حل کنند و در امور تفکر کنند.مذاکره کننده ای زبر دست باشند. علاوه بر آن ویژگی هایی چون انعطاف پذیری، ابتکار، خلاقیت، کاردانی و ذهنی باز داشته باشند. از این رو مربیان و برنامه ریزان امروز، نیاز به طراحی، هدایت و سازماندهی تجربیاتی دارند که یادگیرندگان در خلال آن ها، درک و فهم بدست آورند نه این که صرفا" اطلاعات و مهارت های انتزاعی و ساده ای را بگیرند و این اطلاعات و مهارت های انتزاعی را به خاطر بسپارند.بنابراین تدریس و آموزش و نیز باورها و اندیشه های تربیتی ما نیازمند تغییر و تحولی اساسی خواهد بود که این تغییر و تحول مستلزم شناخت عمیق تر ماهیت برنامه ی درسی، مبانی آن و انواع الگوها و مدل های برنامه ریزی درسی و ارزشیابی آموزشی است (یارمحمدیان،1389)

    0

    اختلال در نوشتن املاء علی الخصوص در مقطع ابتدایی مشکلی است که اکثر معلمان و والدین با آن درگیر هستند. ضعف در درس املا علل فراوانی دارد که می تواند شامل موارد ذیل باشد: آموزش نامناسب معلم،مشکلات خانوادگی، که باعث ایجاد ناراحتی های روحی و روانی از جمله (اضطراب، ترس، افسردگی،عدم اعتماد به نفس و...) می شوند، اختلال در حافظه دیداری، شنیداری، کم دقتی و عوامل فراوان دیگر. برخورد ما با دانش آموزانی که اختلالات املاء نویسی دارند گاهی اوقات خشن است (از روی اشتباه هایت چندین بار بنویس، تحقیر و سرزنش کردن، بی توجهی به آن ها، محروم کردن از زنگ ورزش، نبردن به مهمانی ها، گردش و...). این را باید یادآور شد که اختلال در املاء نویسی صورت های گوناگونی دارد، ازجمله: وارونه نویسی،قرینه نویسی، نارساخوانی و...، ابتدا باید به نوع اختلال پی برد و سپس به درمان آن پرداخت. جدای از این مسائل چند نکته برای خانواده ها ارائه می گردد تا بتوانند در رفع این معظل فرزندان را یاری نمایند.

    1- موقع گفتن املاء شرایط روحی و روانی را مهیا نمایید، در جایی املا بگویید که فرزندتان آرامش روحی دارد.

    2- عواملی را که حواس فرزندتان را پرت می کند برطرف نمایید.

    3- به هیچ عنوان موقع گفتن املاء بالای سر فرزندتان قرار نگیرید، چون به اضطراب و ترس وی خواهید افزود.

    4- گاهی اوقات که فرزندان نمی توانند صحیح کلمه را بنویسند به گریه می افتند و از شما می خواهند که نشان بدهید، در این هنگام می توانید به او بگویید که صدا کشی کند و یا حتی در مواردی نشان دادن کلمه ای که برایش سخت است آن هم به مدت چند ثانیه اشکالی ندارد چون هدف یاد گیری است ولی این کار را نباید زیاد تکرار نمود.

    5- سعی نکنید تا با داد و بیداد و سرکوفت زدن املاء بگویید، بلکه با آرامش این کار را انجام دهید و شمرده و رسا بگویید.

    6- می توانید بعد از املاء، صحیح کلمه هایی را که اشتباه نوشته است را دو نفری بنویسید یا با خمیربازی و یا نوشتن با انگشت در هوا، صحیح آن کلمه را یاد بدهید.

    7- با معلم فرزندتان ارتباط نزدیک داشته باشید و از ایشان بپرسید که چند خط، از کجا و... املاء بگویید بهتر است.

    8- اکثر املاءهایی که در خانه گفته می شود غیرحقیقی می باشند و می توان گفت: که رفع تکلیف می شود و چندان به اهمیت آن توجه نمی شود،ابتدا خود والدین به این امر باید واقف شوند.

    9- اشکالی ندارد که موقع املا حرفی را که فرزندتان از یاد برده است به وی یاد آوری نمایید، برای مثال: اگر موقع نوشتن املا حرف (م) را فراموش کرده باشد می توانید با یاد آوری کلمه ای دیگر که حرف (م) در آن هست بهوی در نوشتن کمک نمایید (مثال:حرف (م) کلمه ی (آرام) را ا زیاد برده است، کلمه ای دیگر را که حرف (م) در آن باشد و فرزندتان آن را به خوبی می داند (برای مثال:بادام) را یاد آوری نمایید.

    10- جمله هایی که گفته می شود نباید همه اش سخت باشد تا فرزندتان ناامید شوند،بلکه جمله ها ا زآسان به مشکل باشد و کلمه هایی باشند که پیش تر تدریس شده باشد.

    11- گاهی اوقات از جایی املاء بگویید که فرزندتان به خوبی از پس آن ها بر می آید، تا با این کار احساس پیروزی و موفقیت بکند و اعتماد به نفس لازم را به دست آورد.

    محمد چندری کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی

    0
    کلمه ی برنامه ی درسی، معادل واژه ی انگلیسی curriculumاست،که این واژه ریشه لاتین دارد و به معنی"فاصله و مقدار راهی است که باید طی شود تا فرد به هدف برسد. علی شریعتمداری، برنامه ی درسی را به عنوان " کلیه ی تجارب، مطالعات، بحث ها، فعالیت گروهی و فردی و سایر اعمالی می داند که شاگرد تحت سرپرستی و راهنمایی مدرسه انجام می دهد" تعریف می کند. از این دیدگاه برنامه ی درسی صرفا محدود به تجارب و فعالیت های کلاسی دانش آموزان نمی شود. برنامه ی درسی محصول برنامه ریزی درسی است.
    برنامه ریزی درسی Development curriculum یا curriculum planning شامل سازماندهی یک سلسله فعالیت های یاددهی و یادگیری به منظور ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار یادگیرنده ها و ارزشیابی میزان تحقق این تغییرات است.
    از نظر فیلیپ کومز، کارشناس برجسته ی یونسکو، برنامه ریزی آموزشی "کاربرد تجزیه و تحلیل منطقی در آموزش و پرورش به منظور افزایش کار آیی. یعنی کار برنامه ریز آموزشی، تحلیل نظامدار و منطقی مسائل و مشکلات آنی و آتی آموزش و پرورش و تلاش به منظور حل این مشکلات است. برنامه ریزی آموزشی را می توان " سازماندهی یا اصلاح فعالیت ها، تجهیز منابع و امکانات آموزشی برای تحقق بهتر اهداف آموزشی"تعریف نمود.
    مقایسه ی برنامه ریزی آموزشی و درسی:
    1-برنامه ریزی درسی، ویژه تر و اختصاصی تر از برنامه ریزی آموزشی است.زیرا برنامه ریزان آموزشی در حوزه ی کلی نظام آموزشی فعالیت می کنند که برنامه ی درسی جزئی از آن حوزه ی کلی است. برنامه ی درسی آموزشی محدود به برنامه ی درسی نمی شود،عوامل و نهادهای دیگری چون عوامل جمعیت شناسانه، عوامل اقتصادی و عوامل سیاسی در نظام های آموزشی مورد بررسی قرار می گیرند که برنامه ریزی درسی به صورت رسمی و مستقیم توجه کمی به آن ها دارد.
    2- برنامه ریزی درسی بیشتر با مبانی روانشناختی، فلسفی و اجتماعی آموزش و پرورش سروکار دارد و پایه های تئوریک خود را از این رشته ها می گیرد ولی برنامه ریزی آموزشی بیشتر با مباحث و مدل های کمی جمعیت شناسانه، خط مشی ها و سیاست های دولت و جنبه های اقتصادی آموزش و پرورش مرتبط است.
    3-برنامه های درسی معمولا بر جنبه ی کیفی و محتوایی تأکید دارند وبا جریان ذاتی و فرایند تعلیم و تربیت سروکار دارند. اما برنامه های آموزشی بیشتر جنبه ی کمی داشته و با صورت و ظاهر آموزش و پرورش مرتبط هستند (یارمحمدیان 1389).
    0

    صورت اول: هم فلسفه و هم برنامه ی درسی به عنوان دو موضوع مجزا و مستقل تلقی شده و ارتباط بین این دو رشته به این صورت برقرار شده که یا معلم ضمن تدریس رشته ای مختلف علمی مثل فیزیک و شیمی و زیست شناسی،نظریات فلسفی را در مورد انسان و جهان پدیده ها مورد بررسی قرار داده و اساس معرفت و چگونگی تشکیل آن را نیزمطرح می کند.یا این که برنامه ریز در موقع تعیین محتوا،از طریق گنجاندن موادی مانند فلسفه،متافیزیک، منطق یا اخلاق دانش آموزان را در جریان آموزش، با این موضوعات مرتبط سازد.

    صورت دوم: در این نوع رابطه برنامه ریز درسی اجرای روش های فلسفی یا فعالیت های تحقیقی فلسفه را در جریان برنامه درسی مورد نظر قرار می دهد و تجربیاتی را سازماندهی می کند که در آن دانش آموزان از روش های دیالکتیکی(مناظره)، استقرائی، قیاسی و یا روش حل مسئله استفاده کنند.

    صورت سوم: در این نوع رابطه، فلسفه به عنوان تئوری و تعلیم و تربیت و برنامه ریزی درسی به عنوان عمل تلقی می شود. از طرف دیگر فلسفه از لحاظ نظری فرد را با جهان و انسان آشنا می سازد و گرایش و تمایل خاصی در او بوجود می آورد که تقویت این گرایش یا تمایل، کار تعلیم و تربیت یا قسمت عملی فلسفه است. در هر عمل تربیتی و در هر برنامه ی درسی که تدوین می شود پایه ای از فلسفه نهفته است (یارمحمدیان،1389).

    0
    برای جبران اشتباه های املا تنها یک راه، آن هم چند بار ازروی آن بنویس وجود ندارد.بلکه با توجه به موقعیت و کشش دانش آموزان و امکانات از راه های متعددی می توان بهره جست تا مشکل املا مرتفع گردد. در ذیل تکالیفی را که به دانش آموزان باید بدهیم تا در درس املا به پیشرفت نائل گردند توصیه می گردد.
    1- از روزنامه حروفی را که اشتباه املایی می باشد پیدا نموده و بنویس.
    2- کلمه هایی را که اشتباه نوشته ای با خمیر بازی بساز.
    3- با انگشتان خود و با استفاده از رنگ گواش کلمه هایی را که اشتباه نوشته ای بنویس.
    4- کتاب داستانی انتخاب کن و کلمه هایی را که اشتباه نوشته ای پیدا کن و بنویس.
    5- با کلمه ایی که اشتباه نوشته ای جمله بساز.
    6- کلمه هایی را که اشتباه نوشتی پیدا کن و در دفترت بنویس و درست آن را با رنگ دیگری بنویس.
    7- ظرفی را پر از آب بکن و با انگشت خود درست کلمه ها را بنویس.
    8- با دانه های لوبیا، نخود، سنگ ریزه و... کلمه هایی را که درست ننوشتی به صورت صحیح بنویس، بعد آن دانه ها را بشمار.
    9- کلمه هایی را که اشتباه نوشتی روی آن خط بکش و درست آن را با رنگ دیگری بنویس.
    10- کلمه هایی را که اشتباه نوشتی پیدا کن و با یک چوب روی خاک یا شن بنویس.
    11- کلمه هایی را که اشتبه نوشتی برعکس بنویس بعد در آینه بخوان.
    12- کلمه هایی را که درست ننوشتی بنویس و زیر لیوان بگذارآیا می توانی آن را بخوانی؟
    13- از اشتباه های املایی به دانش آموزان املا بگو.
    14- کلمه هایی را که اشتباه نوشتی در هوا با انگشتانت بنویس.
    15- کلمه هایی را درست ننوشتی دریک جدول بنویس، بعد زیر آنیک جدول بکش و درست آن ها را بنویس کدام حرف را اشتباه نوشته ای؟
    16- با کلمه هایی که اشتباه نوشتی بازی بکن.یکی از کلمه هارا انتخاب کن و با آن جمله بساز و کلمه های دیگر را جایگزین کن و ببین جمله ی جدید معنی دارد؟
    17- از متن درس به بزرگ تر ها املا بگو و تصحیح کن.
    18-کلمه هایی را که اشتباه نوشتی روی کارت هایی بنویس و با آن ها جمله بساز (شفاهی).
    محمد چندری، کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی
    0
    روان شناسی را علم مطالعه ی رفتار و تجربه ی انسان و موجودات زنده تعریف کرده اند. روان شناسی به عنوان یک علم، کاربرد روش ها و رویکرد های علمی در تلاش به منظور شناخت انسان را شامل می شود.و به همین دلیل برنامه ریزی که برای تغییر رفتار دانش آموزان فعالیت می کند،بایستی اطلاع کافی از مفهوم رفتار، اجزاء رفتار و چگونگی و عوامل مؤثر بر تغییر رفتار کسب کند تا بتواند تجربیات یادگیری را بنحو اثر بخشی سازماندهی و هدایت کند.«روانشناسی عامل وحدت بخش فرآیند یادگیری است و پایه ای برای روش ها، مواد و فعالیت های یادگیری را تشکیل می دهد و در نتیجه به عنوان انگیزه ای برای بسیاری از تصمیمات برنامه ی درسی خدمت می کند». روانشناسی و به ویژه علم روانشناسی تربیتی به پژوهش در زمینه ی یادگیری، تفکر، به خاطر سپردن، آموزش و عناوین مربوط به موقعیت های تربتی علاقه دارد. هم چنین به توسعه و کاربرد برنامه های یادگیری برای دانش آموزان، توسط برنامه ریزان درسی یاری می رساند. بسیار یاز مشکلات آموزشی و افت تحصیلی که دست به گریبان نظام آموزشی است، ناشی از عدم شناخت مربیان و مسئولین و مجریان برنامه های آموزشی و درسی از مبانی روانشناختی، مفهوم یادگیری و عدم ارزیابی و بررسی دقیق نظریه های یادگیری است. بعضی از متصدیان برنامه ریزی و مدیریت در نظام آموزشی که تحصیلاتی در تعلیم و تربیت و روانشناسی نداشته و با برنامه ریزی آموزشی و درسی آشنا نیستند یا در رشته های فنی و مهندسی تحصیل کرده اند دیدگاه خشک و محدودی در مورد یادگیری آموزش و برنامه ی درسی دارند. این افراد فکر می کنند که قوانین حاکم بر نظام آموزشی و یادگیری، همان قوانین حاکم بر صنایع و تولید است. اینان بیشتر تمایل به کاربرد نظریات مکانیستی در آموزش و پرورش دارند. در صورتی که در فرآیند تعلیم و تربیت و یادگیری قوانین اقتصادی و مکانیستی حاکم نیست. فرآیند یادگیری یک فرآیند پویا و زنده است و با بسیاری از الگوها و مدل های سنتی و محدود قابل ارزیابی نیست.

    0

    رشد و گسترش تقاضا برای استفاده از فرصت های آموزشی ونیز ضرورت تغییر در تصمیم گیری و سیاست گزاری،بهبود کیفی و ایجاد فرصت های برابر آموزشی برای همگان،نقش خطیر مدیریت نظام آموزشی را به وظیفه ای سنگین و پر مسئولیت مبدل ساخته است. نظام های آموزشی به مرور پی می برند که در شرایط پیچیده ی امروز بدون مدیریت و رهبری قادر نخواهد بود که پاسخ گوی مسئولیت های فزاینده ی خویش باشند.مدیران آموزشی علاوه بر دانش و معلومات در زمینه ی آموزش و پرورش و روان شناسی و تسلط بر روش ها و مهارت های عملی،باید به اندازه ی کافی سابقه ی آموزشی داشته باشند تا بتوانند مأموریت اصلی و مسائل کار خود را به درستی درک کنند(دکتر میرزا محمدی،1388).

    برای درک درست این موضوع مهم، رهبری لایق لازم است تا مدرسه را به ریل بیاورد و مثل لوکوموتیو ران ماهر به جلو براند و از خط خارج نکند. منظور از رهبر آموزش تنها مدیر مدرسه نمی باشد،رئیس اداره، معاونان، معلمان را نیز شامل می شود که هرکدام با توجه به موقعیت خود می توانند مدیر و رهبر محسوب شوند. در این نوشتار،موضوع را بر روی مدیران و معاونان مدارس متمرکز می کنم. مدیر آموزشی موفق کسی است که برای بهبود آموزش و یادگیری قدم بردارد. کار مدیر آموزشی حمایت و تقویت و همکاری است نه دستور دادن.مدیر آموزشی از علم روان شناسی و علوم تربیتی بایستی سر دربیاورد تا بتواند با نیروهایی که در اختیار دارد در فضایی آکنده از احترام متقابل جریان متلاطم تعلیم و تربیت را به پیش ببرد.اکثر مدیران آموزشگاه ها علم کافی در این مورد را ندارند و اغلب افراد از مسیر معلمی به مناصب و سمت های مدیریت و رهبری راه می یابند، این ها تجربه های گرانبهایی هستند که نباید از آنها چشم پوشی کردو لازم هم است ولی تجربه اگر همراه با علم آن موضوع باشد بسیار کار آمدتر خواهد بود. اگر کارها به این منوال پیش برود خوب مشکل زیادی پیش نمی آید و پیشرفت حاصل می شود و افت ها کمتر و کمتر خواهند شد و سرمایه به هدر نخواهد رفت.حال فرض کنید که مدیران و معاونان مدارس از این تجربه و علم برخوردار نباشند و به طریقی (آشنا بودن، هم زبان بودن(نه هم دل بودن)، دوست بودن، فامیل بودن، سفارش شدن و...)این پست بسیار حساس و حیاتی را به دست آورده باشند، چه اتفاقی برای مدرسه، کودکان پاک و بی ریا در کل برای نظام تعلیم و تربیت خواهد افتاد؟ به جرأت می توان گفت: نارضایتی اولیاء و عدم همکاری آنان در امور مدرسه، کشمکش بین همکاران، عدم اعتماد به یکدیگر، عدم انگیزه ی لازم برای تدریس، محافظه کاری و.... که نتیجه ی این همه گرفتاری، گرفتاری بزرگ تری است به نام افت تحصیلی و عدم پرورش صحیح دانش آموزان که در آینده وارد اجتماع خواهند شد و سکان داران این مرز و بوم خواهند شد.انصاف را باید رعایت نمود،در مدارس ما مدیران لایق و کاردان بسیارند، مدیرانی که از وقت استراحت خود می کاهند به امور مدرسه رسیدگی می کنند،مدیرانی که تمام هم و غمشان دانش آموز است و معلم و مدرسه. ولی مدیرانی هم هستند که فقط نام مدیر را یدک می کشند که البته کم هستند ولی کم آن نیز برای فضایی که اختصاص دارد به آموزش و پرورش کودکانی که سازندگان وطن عزیزمان است خیلی زیاد است. مدرسه ای که مدیر آن علم و تجربه ی لازم برای رهبری آموزشی را ندارد منجر به هدر رفتن انرژی خود و کارکنان و دانش آموزان می گردد. معلمی که با یک دو سال تجربه ی آموزشی، یا به محض فارغ التحصیل شدن ا ز تربیت معلم،نداشتن استعداد ذاتی مدیریتی، عدم مقبولیت اجتماعی، مدیر مدرسه ای می شود و مسئولیت خطیر آموزش و پرورش کودکان را برعهده می گیرد وقتی مشکلات کلاس ها، دانش آموزان و... را در میان بگذاری و راه حلی از وی بخواهی، می گوید: هرچه خودتان خواستید انجام دهید من فکرم جایی قد نمی دهد یا تصمیمی می گیرد که عاقلانه نمی باشد..واقعا" راست می گوید چون تجربه و سواد لازم را برای حل این مشکلات را ندارد. فردی که کلاس داری نکرده باشد و یا از پس مدیریت یک کلاس بر نیامده معلوم است که نمی تواند از پس مدیریت چند صد نفر و کارکنان بر آید.مدیری که همیشه در دفتر می نشیند و کارش تنها نوشتن و جواب دادن به بخش نامه و... است،مدیری که پی گیر مشکلات جسمی و روحی دانش آموزان خود نیست و فقط به فکر درصد بالای قبولی است،مدیری که از مشکلات معلم های خود بی خبر است و مدام با آنان درگیر است، مدیری که ارتباط نزدیک با اولیاء دانش آموزان ندارد، نتیجه اش مشخص است.با این نوشتار قصد آزردن دل هیچ یک ا ز مدیران، معاونان و معلمان عزیز را ندارم، ولی منصف بود و قبول کرد که هستند، هرچند کم اند. جمله ی آخر این که مدیران زحمت کش رده بالای آموزش و پرورش حساسیت زیادی برای این موضوع قائل شوند، در این مورد خاص احساسات و سلیقه ها را باید کنار زد و منطقی حرکت کرد اگر واقعا دلمان برای پیشرفت وطن می طپد. با آرزوی سربلندی و بهروزی برای تمامی همکاران لایق و زحمت کش در سرتاسر وطن عزیزمان ایران.